بهش می گم چی دوست داری جایزه بهت بدم حالا که مرد شدی و گذاشتی نمونه مغز استخوان ازت بگیرن حالا که زیاد گریه نکردی و به زمین و زمان فحش ندادی. چی بهت جایزه بدم. دارم فکر می کنم کاش چیزی رو که انتخب م یکنه جزو اسباب بازی هایی باشه که گروه خیر محک دیروز اوردن و سرپرستار ریختشون توی انبار بخش. مثلا یه ماشین کوکی یا یه کامیون که با باطری راه می ره یا مثلا یه توپ پلاستکی رنگی، لاک پشت های نینجای کوچولوی پلاستیکی، یا مثلا عروسک شرک یا چه می دونم مدادرنگی، دفتر نقاشی، پاک کن... خوب مطمئنم هر چی رو بگه توی اون اسباب بازی ها هست دیگه. خیالم راحته که با دل قرص می گم چی می خوای برات بخرم جایزه ... اما باز هم شکست خوردم . خودش رو جمع و جور کرده خیلی محکم می گه یه بسته کامل پفک. نگاهش می کنم موندم که خب که چی یعنی انقدر تو کم توقعی... به کف انتظاراتت قانعی. اخه یه بسته پفک رو که می شه راحت از تعاونی بیمارستان گرفت اورد داد بهت... مامانش با اه و حسرت می گه به خاطر کورتون فشارش رفته بالا دکتر کلا مصرف نمک و هر چیز شور رو براش ممنوع کرده اینم چند وقته گیر داده پفک می خواد مث زنای حامله هوس کرده اونم بدجور تحت هیچ شرایطی هم کوتاه نمی اد با یکی دوتا پفک هم راضی نمی شه یه بسته کاملو می خواد بخوره... من اهی می کشم می رم تا بسته ی اسباب بازی ها رو بیارم بهش نشون بدم و بگم مجبوری از بین اینا یکی رو انتخاب کنی پسرم مجبوری... یادم رفته بود زندگی حتی برای اون هم پر از اجبارهاست هنوز.

 

/ 8 نظر / 48 بازدید
سينا

در عين درد حس زندگي داره نوشته هات كاش هميشه باشي هميشه بنويسي

نی زن

شما بیش از هر کس می بینی که زنده ماندن چقدر خواستنی است...آنقدر که برایش اینهمه زجر می کشند... می کشیم... صد بار هم که بگریی بحالش ... بحالمان، باز هم " نمایش ادامه دارد" 153

نی زن

شما بیش از هر کس می بینی که زنده ماندن چقدر خواستنی است... آنقدر که برایش زجر می کشند... می کشیم. هر قدر که بحالش... بحالمان، بگریند ...بگرییم باز هم... "نمایش ادامه دارد" 153

بی تا

و من همیشه می خوانمتان هر چند خاموش. و گاهی قدر دانستن را می فهمم از نوشته هایت...

علیرضا

سلام، خاطرات و نوشته هایت جاودانه است، لطفا اسم سکته 90 تا 91 را نیار، حتی یک نوشته ات کافی و بیش از آن نشان عنایتت به ما تشنه گان است، همیشه منتطر یاری سبزتان هستیم ولو با فاصله از خرداد 90 تا فروردین 91 با خبرهای خوش. بقول سینا همیشه باشی و همیشه بنویسی. حق نگهدار

آستاره

سلام ... درمورد پست چی می تونم بگم اما یک چیز میخوام بگم... در قسمت نظرات گفتید خطاب به سینا "تا خواننده داشته باشم مینویسم" خواستم بگم خواننده ت هستم.

هورام بانو

سلام قدیس جون یادم نیست چندروز پیش بود که اینجا پیدام شد اما اتفاق خیلی خوبی بود بعضی پست هات واقعا تاثیر گزار بود و جالب اینکه با وجود اینکه چن سال از نوشتنشون میگذشت برای من تازه بودن میدونی من معتقدم که هرکسی درست همون موقعی که باید تو جای درسته اما خیلی وقتا نمیتونه اون چیزی که باید رو ببینه... خلاصه اینکه برای من ی نفر خیلی چیزها داشتی حتی اگر با قدیس سال 90 فرق داشته باشی هنوز خودتی ذات ادما عوض نمیشه فقط گاهی از مسیر منحرف میشه امیدوارم درست همون موقعی که باید نوشته های منو ببینی و خوشحال باشی که یک نفر که ممکنه فرسنگها ازت فاصله داشته تکه پازل حضورت رو تو زندگیش فراموش نمیکنه مانا باشی