یکی از میان قدیسین

باید یک چیزی باشه یعنی همیطوری الکی هم می شه؟ بعضی اتفاقات رو می گم. بعد از ١٠ سال نازایی با کلی هزینه به روش لقاح مصنوعی حامله بشی بفهمی سه قلویه کلی مشعوف بشی. بعد دکتر بگه باید بین یک قل با دو تا قل دیگه انتخاب کنی چون دو تا از قل ها از نظر ژنتیکی کاملا مشابه همدیگه ان و یک جفت مشترک دارن (چون از یک سلول تخم تشکیل شدن) قل سوم از نظر ژنتیکی با اینها متفاوته و جفتش هم جدا تشکیل شده و چون حاملگی های چندقلویی توی سن بالا پرخطر محسوب میشه بهتره یکیشون رو بندازی. یا دوقلوها رو یا قل سوم رو ."شما بودین چیکار می کردین؟" این سوالیه که مادر این بچه ازم پرسید با هزار تا سوال دیگه که من جوابی براشون نداشتم یعنی هیچ کس نداره کدوم عالم روحانی، کدوم فیلسوف فرزانه، کدوم حکیم عالیقدر رو سراغ دارید بتونه سوالات این مادر رو جواب بده. خواهش می کنم به من معرفی کنین من سوال زیاد دارم. این مادر می گه: " من دو قلوها رو انتخاب کردم هر کس دیگه ای هم جای من بود این کار رو می کرد. بعد از ده سال نازایی گفتم دو تا بهتره از یکی. به دنیا اومدن. هر دو پسر. گفتند هر دو سالم. ولی نبودند. سالم نبودند بعد از دو سه ماه علائم توی اونها شروع شد. رشد نمی کردند. نمی خندیدند. گردن نمی گرفتن. وقتی که باید بشینن نمی شستند. شده بودن مثل دو تا بچه گنگ که روز به روز بدتر می شدند. علائم اونقدر گیج کننده بود که پنجاه تا پزشک نتونستند تشخیص بدن. بالاخره یک نفر پیدا شد بهمون گفت دردشون چیه یک بیماری نادر ارثی به نام "منکز کینکی هیر". دکتر گفت احتمالا سه تا بیمار منکز بیشتر توی ایران نیست که دو تاش پسرای تو هستن. دکتر گفت اونها هیچ وقت خوب نمی شن تدریجی مس روی سیستم عصبی رسوب می کنه و اعصاب اونها رو توی تمام بدن مختل می کنه تا اینکه بمی.. حالا چند ماهیه که بدنشون اینطوری شده قوس پیدا کرده بهش می گن اپیستوتونوس. اون یکی توی خونه اس لگنش به خاطر همین قوس شکسته. این یکی تشنج کرده اوردم بستریش کردم. می گن انسداد روده پیدا کرده ولی به خاطر این قوسش نمی تونن جراحی یا حتی عکس برداری کنن. می گن باید عمدی قطع نخاعش کنیم تا این قوس برطرف بشه. می دونم اینها برای من بچه نمی شن. نمی دونم چرا با سرزنش خودم تسکین پیدا می کنم. همش می گم چرا تو که سرنوشتت بچه نبود به زور بچه گرفتی از خدا. چرا بین این دو تا و اون یکی، اون رو انتخاب نکردی مگه نه این که اون ژنتیکش با اینا فرق می کرد پس ممکن بود اون سالم باشه و من بچه سالمم رو کشتم. بین این دو تا مریض و اون سالم حکم به موندن اینا دادم. مگه نه این که این بیماری بیشتر توی پسرها بروز می کنه از کجا معلوم اون دختر بوده. اصلا دختر بوده چون سونوگرافی بهم گفت دختره. دکتر می گه اگه اون دختر بوده پس سالم بوده و این مشکل رو نداشته. شما به من بگو جواب این سوال رو از کی بپرسم . چی من رو مستحق این کرد که بدون این که بدونم چی در انتظارمه یک همچین انتخابی رو بکنم؟ چی؟" 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱٦ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط یکی از میان قدیسین نظرات () |