یکی از میان قدیسین

آقای "دکتر بعد از این" از کنگره اخلاق پزشکی آمده و جوگیر است که حقوق بیماران ایرانی را من بعد رعایت کند لذا پدر و مادر کودک بیمار را صدا می کند که: راستش می خواستم بگم بیماری فرزند شما یک بیماری ژنتیکیه یعنی اگه دقیق تر بخوام بگم از هر دوی شما بهش رسیده. هر دوی شما ژن بیماری رو داشتین و چون خودتون فقط یک ژن رو داشتید بیمار نشدید ولی بچه تون چون از هر کدومتون یک ژن گرفته با دو تا ژن بیمار شده.

پدر: یعنی تالاسمی داره

دکتر: نه ولی این هم الگوی وراثتیش مثل تالاسمیه

پدر: دکتر روشن صحبت کن ببینیم چی می گی مگه لباسه که الگو داشته باشه

دکتر (کمی کلافه): خوب چطور بگم شما با قوانین وراثتی مندل آشنایی دارید؟ ژن غالب و ژن مغلوب؟

پدر: معلومه فکر کردی از پشت کوه اومدیم . حالا ای که گفتی یعنی چه؟

دکتر: یعنی بیماری وراثتی که از هر دو والد به ارث می رسه

پدر: من این حرفا حالیم نمی شه آقا ما اصلا بیماری و این حرفا تو فامیلمون نداشتیم

مادر: بله بله. یعنی می خوای بگی ما جد و ابادمون مریض بودند نه خیر اقای دکتر ما هم مریض نداشتیم الحمداله همه مون در صحت سلامت کامل به سر می بریم. این ژن بیماری از طرف ما نبوده.

دکتر (کلافه تر): مثل این که دقت نکردید چی گفتم ژن رو از هر دوتای شما به ارث برده...

پدر: غلط کرده. مگه الکیه چطور به دنیا اومده بود همه گفتن همه چیزش به خانم رفته حالا ژن بیماریش رو از بنده گرفته نخیر آقا این طورها نیست...

مادر: ببخشید ها ولی چون دماغ دهنش شبیه دماغ دهن بی ریخت تو نیست دلیل بر اینه که هیچ ژنی رو از تو به ارث نبرده تازه کی می گه شما مریض نیستین خوبه اون هفته ای که قرار بود بیاید خواستگاری من زنگ زدی گفتی بابام حال نداره هفته بعد می آییم. بعد فهمیدیم بابای آقا بیمارستان بستری بوده

پدر:  ببخشید ها خانم ولی بابای من اون موقع رفته بود پروستات عمل کنه رومون نشد بگیم حالا اگه فکر می کنی بزرگی پروستات بابام به مریضی بچه تو ربط داره بگو. خودت رو چی می گی که خواهرت هی فرت و فرت تو مهمونی ها این گوشه اون گوشه غش می کنه.

مادر: ببخشیدها خواهر من حامله بود همه حامله ها ممکنه افت قند و فشار پیدا کنن..

پدر: همه حامله ها نه. فقط خانواده شما از این اداها دارن وگرنه ما که سه تا خواهرمون جمعا با هم دیگه سیزده بار حامله شدن یه بار قند و فشارشون پایین که نیومد هیچ بالاترم می رفت.

دکتر: ببخشید ها ولی قند و فشار بالا رفتن توی حاملگی هم به اندازه پایین اومدنش بیماری محسوب می شه و  باید...

پدر:(رو به دکتر) تو خفه...(رو به زنش) حالا ننه ات رو چی می گی که هر روز ده بار سکته می زنه یه بار ناقص یه بار کامل ...

مادر: ننه من سکته می زنه یا عمه کوچیکه تو که معلوم نیس جذام داره یا چه مرگشه اصلا ابرو نداره...

پدر: ببخشیدها ایشون جذام نداره و تاتو کرده ابروهاش رو ده سال قبل پایین تر بوده حالا جای قبلی رو با لیزر سوزونده اونطوری شده دختر خاله تو چی..و.

دکتر خودش رو از مهلکه بیرون می کشه رو به یکی از همراهان مریض های دیگه توی اتاق می گه: اگه دعواشون تموم شد بهشون بگین برای بچه بعدی شون هم حواسشون باشه که به احتمال 25 درصد طبق قوانین وراثتی مندل با الگوی اتوزوم مغلوب بچه مریض می شه.

همراه: واله چی بگم اینطور که اینا پیش می رن بعید می دونم به بچه بعدی برسه. اینا که تا دیروز می گفتند ما کشته مرده همیم. پسره 5 سال واسه دختره صبر کرده. دختره سه بار خودکشی کرده که بدنش به پسره. پسره رو از در بیرون می کردن از پنجره می اومده تو... چی بگم واله... چی بگم.

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱۳ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ توسط یکی از میان قدیسین نظرات () |