یکی از میان قدیسین

بعد از مدتها رانندگی به یک نتیجه مهم رسیده ام. مردان جامعه ما ولعی سیری ناپذیر در به رخ کشیدن رانندگی خود به زنان راننده دارند و گاهی این ولع چنان زیاد است که برخی از آنها با دیدن یک راننده زن رفتارهای نابهنجاری از خود نشان می دهند که با هیچ تئوری روانشناسی و جامعه شناسی نمی توان آن را توجیه کرد. اوایل بهم بر می خورد و سعی می کردم مقابله به مثل کنم. راه بهشان نمی دادم یا می خواستم با حرص ازشان سبقت بگیرم که البته این تلاش های من اغلب با شکست سختی مواجه می شد. بعد سعی کردم بی خیال بشم و حالا مدتیه حس جالبی بهشان دارم هر وقت چنین راننده هایی می بینم که البته تعدادشان کم نیس کنار می کشم و اجازه می دهم هر چقدر دلشان می خواهد با اتومبیل خود حرکات ژانگولر انجام دهند و به آن حس پیروزی در مقابل یک راننده زن برسند چون به نظرم سخت به آن احتیاج دارند. تماشای عکس العمل هایشان بعد از پیروزی چنین سهل و آسانی،‌ دیدنی است و از تفریحات من در هنگام رانندگی به شمار می رود. بیشترشان با بی تفاوتی رد می شوند یعنی این که وجودت در اینجا به چشم من نمی آید. برخی لبخند های ژوکوند تحویل آدم می زنند با این معنا که دیدی اینکاره نیستی. وقیح ترهاشان سر را از پنجره بیرون می کنند و متلکی می گویند که اغلب نمی شنوم چون پنجره همیشه بالاست و صدای موسیقی ماشین زیاد اما می دانم یکی از این سه تا است: "ضعیفه اون زیر دنبال گاز نگرد گاز تو آشپزخونه اس" یا " گواهینامه ات از اون ١٢٠ هزار تومنی هاس" یا " چی دادی بهت گواهینامه دادن"!!!  این مردان مقید به اصول زندگی در جامعه مدنی هیچ خصوصیت خاصی هم ندارند از ١٨ ساله گرفته تا ٨٠ ساله و از ماشین مدل پایین تا بالا همه جوره توشون پیدا می شه. شاید یک سری مطالعات عمیق جامعه شناسی در این زمینه باید صورت بگیرد. به هر حال به سهم خودم به عنوان یک شهروند برای حفظ بهداشت و سلامت روان جامعه خویش و پیشگیری از عواقب شوم ناشی از عدم تامین نیاز به خودبزرگی بینی در رانندگی مردان داوطلبانه اجازه می دهم طعم شیرین پیروزی را بی هیچ تلاشی بچشند.

پ ن. از تمام آقایانی که به حقوق مدنی رانندگان زن احترام می گذارند پوزش طلبیده و از ایشان قدردانی می کنم.

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٦ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ توسط یکی از میان قدیسین نظرات () |