یکی از میان قدیسین

"حتی اگر ده واحد هم روانشناسی کودک پاس کرده باشی وقتی برای اولین بار با سوالات ممنوعه کودکت مواجه بشی دستپاچه می شی" این رو استادمون یک بار سر کلاس گفت و من باهمه وجود دو سه روز پیش حسش کردم وقتی داشتم عسل رو از کلاس می آوردم و اون بی مقدمه گفت "مامان امروز خیلی بهم خوش گذشت چون من دوست پسر پیدا کردم"

- دوست پسر چی... یعنی چی

"یعنی بوی فرند دیگه همه می گن دوست پسر منم توی کلاسمون (کلاس زبانشون مختلطه) دوست پسر دارم"

- ...

"دوست پسر داشتن کار بدیه؟"

- نه... اه... آهان (حالا خودم رو جمع و جور کردم و یادم افتاده که باید چی بگم) خوب معمولا آدم ها می تونن دوست های زیادی داشته باشن که می تونه دختر یا پسر باشه یعنی تو می تونی هم با دخترها هم با پسرها دوست بشی ولی دوست پسر یعنی بوی فرند کسیه که تو باهاش برای ازدواج دوست می شی.

" مثل حمیده (حمیده جان ما تازه گی ها نامزد کرده)"

- خوب اره حالا تو مگه می خوای عروسی کنی مامانو تنها بزاری؟

"نه من نمی خوام حالا حالاها عروسی کنم اصلا نمی خوام عروسی کنم"

- خوب پس دوست پسر برای وقتیه که بخوای عروسی کنی یعنی بعد از این که ایشاله بری دانشگاه بعد از هجده سالگی البته تو الان می تونی با پسر ها هم دوست باشی ولی این دیگه دوست پسر نیس

"پس دوست پسر حرف بدی نیس"

- نه اصلا حرف بدی نیس

" پس چرا توی مدرسه دل آرا می گه مامانم دعوام می کنه وقتی می گم دوست پسر"

- خوب چون فکر می کنه خیلی زوده که دل ارا این حرف رو بزنه یعنی دلش بخواد دوست پسر داشته باشه چون مامان ها دوست ندارن دخترهاشون زود دوست پسر داشته باشن و بخوان زود عروسی کنن برن اونا رو تنها بزارن (حال خودم داره از این همه تکرار کلمه دوست پسر به هم می خوره)

"پس عرشیا و محمد رضا دوست های من هستن ولی دوست پسر های من نیستن"

- افرین درسته تو با اونها دوست هستی ولی نه برای عروسی پس دوست پسر تو نیستن تو هم دوست دختر اونها نیستی

 

 

 

حالا چند روز گذشته

عسل (بی مقدمه):" مامان اگه یه روز بعد از این که رفتم دانشگاه بعد از هیجده سالگی من خواستم عروسی کنم دوست دارم عرشیا دوست پسرم باشه"

من: .....

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ توسط یکی از میان قدیسین نظرات () |