یکی از میان قدیسین

سال ٧٨ یا ٧٩ بود من دانشجوی کارشناسی ارشد پرستاری که قضیه فیلم شوکران پیش امد. هیچ کس در ان زمان نفهمید چه کسی این لقلقه را توی دهان بچه های پرستار انداخت که این فیلم توهین به قشر ماست. من خودم فیلم را دیدم و خوشم امد هنوز هم معتقدم یکی از بهترین های سینمای بعد از انقلاب است. در ان زمان بهروز افخمی کاندید نمایندگی مجلس شده بود. یکی از مقامات بالای  پرستاری پیشنهاد تحصن داد جلوی وزارت ارشاد. بچه ها با لباس های پرستاری از بیمارستان و دانشکده به سمت وزارتخانه سرازیر شدند. چیزی حدود ۵٠٠ الی ۶٠٠ نفر جلوی وزارتخانه جمع شده بودند. نیروی انتظامی امد. رییس پرستاری وزارت بهداشت امد. خانم مداح که همه می شناسندش و مادر پرستاری ایران نام گرفته با اون مقنعه بلندش که تا روی کمرش می رسه اومد. هیچ کدوم نتوانستند بچه ها رو اروم کنند و راهی خانه هاشون. قضیه دو الی سه روز ادامه پیدا کرد. بچه ها عصر می رفتند خونه صبح دوباره جمع می شدند انجا. روز سوم بالاخره گفتند تشریف بیاورید داخل وزارت خانه و همه را بردند توی یک سالن بزرگ و با اب میوه و بیسکوییت ازمون پذیرایی کردند. بعد مرحوم سیف اله داد امد پشت میکروفون و شروع کرد به سخنرانی من واقعا یادم نیست دقیقا چی گفت ولی یادمه که بچه هارو خیلی اروم کرد و موثرترین قسمتش این بود که خواهر خود من پرستاره و این که من شخصا به خاطر این قضیه با اقای مهاجرانی فیلم رو دیدیم و فکر می کنم عزیزان پرستار درگیر یک بازی سیاسی شدند که در شانشون نیست ادامه بدهند. .. بعد یک جلسه با بهروز افخمی و چند تا از نماینده های پرستاران ترتیب داد برای اخر همون هفته که مثبت ارزیابی شد و در نهایت بچه ها راضی شدند. خوب حرف می زد و تصویر مثبتی از ایشون (اقای داد) توی ذهنم مونده و تلاشش برای این که غیر مستقیم به ما چیزی رو بفهمونه که بعدا فهمیدیم. قضیه از طرف یکی دو تا از بچه های اصولگرای نظام پرستاری بود که می خواستند بهروز افخمی یعنی کاندید اصلاح طلب رو تخریب کنند. یادش به خیر چه دوران طلایی بود اون دوران اصلاح طلبی مجلس و دولت.

روح سیف اله داد هم شاد.

ادامه داستان رو به زودی اپ می کنم.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٧ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ توسط یکی از میان قدیسین نظرات () |