یکی از میان قدیسین

کثافت... بی شعور احمق عوضی.... کثافت آشغال .... مرده شور ریختت رو ببرن... عوضی کثافت .....ت (بوق) برو بمیر توی سطل اشغل بندازنت....(بوق) عوضی... عوضی کثیف... احمق بی شعور...... (بوووووووووووق)......ه (بوق)..(بوق).. گه....(بوق)...

.

.

.

.

و من کار رگ گیری ام از یک پسربچه هفت ساله به پایان رسید (وقتی دانشجوها نتونند رگ بگیرن خودم باید زحمتشو بکشم) وقتی از اتاق بیرون می اومدم به صفات حسنه ای فکر می کردم که به اونها آراسته بودم.

 

پ.ن. بوق ها واقعا کلمات نوشتنی نبودند.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢٤ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ توسط یکی از میان قدیسین نظرات () |

بالاخره

بعد از ۴ سال و اندی

فرشته زمینی عزم پرواز کرد و ...

پرید...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱۱ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ توسط یکی از میان قدیسین نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۸ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ توسط یکی از میان قدیسین نظرات () |